تبليغاتX
فندق
اندر احوالات جناب فندق و خانواده

زمانی که شکست میخورم ، میدانم در لحظه ای قرار گرفته ام که باید عبرت بگیرم. اینجا نقطه ای است که « من » جدیدی پدیدار میشود. ما همگی این « من » جدید را تجربه کرده ایم . برای مثال وقتی که کودکی بودیم و نمیتوانستیم راه برویم ، ایستادیم و افتادیم ، ایستادیم و افتادیم . سپس یک روز دیگر شکست نخوردیم . شروع به راه رفتن کردیم لحظه ای که توانستیم راه برویم دیگر نوزاد نبودیم به ما « بچه » میگفتند.

رابرت کیوساکی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت   توسط جناب فندق  | 

و عيسي چون در بيت اللحم زاييده شد ناگاه مجوسي چند از ناحيه مشرق به اورشليم آمده گفتند: كجاست آن ‏مولود؟ زانكه ما ستاره او را در طرف مشرق ديده ايم...(انجيل متي) ما را با مسيح پيامبر مهر پيوندي ديرينه و ديرپاست.

در درازناي تاريخ از پس ديوار ستبر زمان مريم مقدس ‏را مينگريم، چهره اي به پاكي شبنم و به بلنداي آسمان، تنها و غمگين كنار تنه درخت نخل خشكيدهاي ايستاده ‏است. درد زايمان بر جانش ميپيچد؛ نگران و خسته ندايي آسماني مي شنود: غمگين مباش، زيرا پروردگار ‏پايين پايت چشمه آبي گوارا جاري ساخته، به بالا ديده دوز و بنگر كه چگونه ساقه خشكيده، جان گرفته و ‏جوان شده و بنگر كه ميوه هاي خرما درخت را پوشانده اند. ‏ درخت را تكاني ده تا خرماي تازه بر تو فرو ريزد، بهره از اين غذاي لذيذ برگير و از اين آب گوارا جرعهاي ‏بنوش و ديده به ديده پر مهر نوزادت روشن دار. ‏ اگر انسانها را ديدي به اشارهاي بگو: من به فرمان بخششگر مهربان روزه سكوت نذر كرده ام. سخن نخواهم ‏گفت، نوزادم مسيح سخن خواهد گفت و به پاكي من و خود گواهي خواهد داد...

نياكان ما ايرانيان از حركت ستارگان دريافته بودند كه در شبي سرد، مسيح چون خورشيدي گرم، جهان و جان ‏سرد مردمان را روشن ميسازد. نوري تاريكي را ميزدايد. دلها را شادان و پرمهر ميدارد، با تولد او ستمديدگان ‏دلگرم ميشوند و با ستمگران مي ستيزند. ‏ آنان از راهي دور، از پارس به فلسطين سفر كردند، ميخواستند اين كودك را بنگرند، و آن شب آنچنانكه در ‏انجيل آمده: ‏ ‏"ناگاه ستارهاي كه در ناحيه مشرق ديده بودند در پيش رويشان ميرفت تا آنكه آمده بر جايي كه طفل بود ‏ايستاده شد. پس چون ستاره را ديده بودند. در انتهاي غايت خرسند گشته و داخل در خانه شده، طفل را با مادر ‏وي مريم يافتند... پس مخازن خود را گشوده از طلا و كندر و مربا پيشكش گذرانيدند."

ما را با مسيح و مسيحيان مهري ديرينه است، پيوندي پاك و پايدار. سالهاي بسياري است كه زاده شدن مسيح ‏به نمايش در ميآيد، ماكتي كه ايتالياييها آن را ‏Presepe‏ مينامند. در همه روستاها و شهرهاي مسيحي ‏بازآفريني ميلاد مسيح به زيبايي و چيره دستي پديد آمده است. من سالها در ايتاليا زيسته ام بيش از ربع قرن و ‏از اين شاهكارهاي شگفت كه به بركت ايمان و به شور عشق پديد آمده بسيار ديده ام. ‏ زندگي دو هزار سال پيش بيت اللحم و زادگاه مسيح آنچنان به زيبايي و هنرمندي شكل گرفته كه بيش از هر ‏سروده و داستان و نغمه اي دل ميلرزد و ديده از شوق مي گريد. ‏ اما در اين بازآفرينيها، مرداني پارسي، دستاري زيبا و رنگين بر سر دارند و هديه هايي بر دست. كمتر كسي ‏در مييابد كه اين مردان با هاله و هيبتي شرقي، پدران ما هستند كه به پيشباز مسيح اين راه دراز را پيموده اند. ‏

امروز روز نخست سال نوي ميلادي است. از خدا ميخواهيم كه به نور پاك مسيح جهان روشن شود و شب ‏ستم پايان گيرد. ‏ فغان جغد جنگ خاموش گردد، كبوتر عشق و شادي و دوستي در جهان به پرواز در آيد. از او ميخواهيم كه به ‏بركت او در اين سال، كودكي براي آب و نان نگريد و شب خسته و گرسنه نخسبد. ‏ بر سر مردمي بي پناه، آتش خشم و كينه شعله نكشد. ‏ مسيح پيام آور صلح، آزادي و شادي و اميد است. ‏

قرنها پيش پدران ما به شوق ديدار مسيح ره سپردند و اكنون ما ايرانيان، فرزندان آنان كه بسياريمان مسلمانيم، ‏برادرانه در كنار مسيحيان هم ميهنمان قرنها به مهرباني زيسته ايم. ‏ در اين روز نو و سال نو از خداي مسيح ميخواهيم كه به مباركي درخت دلمان را پر بار كند، نويد عشق را در ‏سرمان سر دهد. از خرماي شادي، جانمان را شيرين سازد و از چشمه گواراي دادگري و آزادي و صلح، ‏جامي جهانيان را بنوشاند. ‏ ايمان بياوريم كه به گفته حافظ: ‏ فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد/ دگران هم بكنند آنچه "مسيحا" مي كرد

منبع : سایت روزآنلاین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت   توسط جناب فندق  |