تبليغاتX
فندق
اندر احوالات جناب فندق و خانواده
نوشتنم نمیاد.

بار ها و بار ها اومدم اینجا که یه چیزی بنویسم. نشد. نمیشه. دلم انقدر گرفته که هیچی از توش در نمیاد. تقریبا هیچ سفارشی نداریم. مطالباتمونو نمیتونیم بگیریم. پول نداریم. مواد اولیه نداریم. کار نداریم. شرکتهای دولتی که رسما دزد شده اند. مال مردم را میبرند پولش را نمیدهند. تازه طلبکار هم هستند. پروژه های صادراتی مان هم که همه معطل گفته های احمدی نژاد و پرونده هسته ای اند. یکیشون که بعد از انتخابات رسما عذر خواهی کرد. دیگه جواب نامه هامون رو هم نداد.

دیگه حالی برای نوشتن میمونه؟

پ ن :متشکرم ویولت باجی.

منو یاد نوشتن انداختی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت   توسط جناب فندق  | 

"عشق به حقيقت و تلاش براي دريافت آن و عشق به آزادي و تعالي و كوشش براي رسيدن ‏به آن جوهر آدمي است. و اگر اميد به اين دريافت و رسيدن نبود زندگي پرمرارت آدمي در ‏طول تاريخ ناممكن مي‌شد.‏
آنچه خواستني است دوستي و مهر است كه زندگي را طربناك مي‌كند و آنچه نا خواستني ‏است خشونت و نامهرباني است كه جهنم جان آدمي است.
براي عزيزاني كه هديه ارزنده وبلاگ را به من ارزاني داشتند و براي همه ارجمنداني كه با ‏اظهار نظر خود جان خسته مرا نواختند آرزوي شادكامي و سلامتي مي‌كنم.‏
بياييد تا ايمان به حق را با هيچ متاعي سودا نكنيم.‏
‏ و بياييد براي آباداني و اعتلاي ايران عزيز از هيچ كوششي خسته نشويم.‏
و بياييد اميدوار باشيم و با همبستگي و بيداري راه سربلندي را با يكديگر طي كنيم."

سید محمد خاتمی در اولین نوشته وبلاگش.

شاید برای خیلی ها معلوم باشد و خیلی ها ندانند. ولی برای من یکی آشکار است که این سید بزرگوار ریشه درختی از آزادی خواهی و دمکراسی خواهی و تحمل عقاید دیگران را در این سرزمین کاشت که محال است هیچ آفت و سمی بتواند آن را بخشکاند.

ورود آقای خاتمی را به وبلاگستان تبریک میگویم.

http://www.khatamionline.com

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت   توسط جناب فندق  |