|
|
|
|
|
يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ...
قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
براي آنكه كاري ناممكن امكان پذير گردد، ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. یونگ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
Pacific Sun نام کنسرتی است که توسط گروه کر نامیرا به رهبری فرهاد هراتی در تالار وحدت برگزار میشود. این اجرا ساخته ی خود فرهاد هراتی است و در بخش هایی نیز با تک نوازی پیانو ، ویلن و فلوت همراه است. علی جعفری و شهرام رکوعی نیز به عنوان دو سولیست ویلن و فلوت وی را همراهی میکنند. این اجرا در نوع خود کاری کاملا تازه و کم نظیر است. در این اجرا 22 کودک 8 تا 12 سال ، کاملا آموزش دیده ، با صدا های به زیبائی صدای پرندگان خوش آواز گروه کر را همراهی میکنند که فندقک من هم در میان آنان است. زمان اجرا از 2 تا 5 آذر ماه ساعت 21 مراکز فروش بلیط : گیشه تالار وحدت دارینوش : 22000400 شهر کتاب نیاوران : 22285969 نشر چشمه : 88922071 شرکت رهگذر هفت اقلیم : 88921270 تلفن مخصوص رزرو بلیط و تحویل در محل : 77895320 اگر ذره ای به موسیقی علاقمند هستید ، فرصت را از دست ندهید و از همین الان برای رزرو بلیط اقدام کنید. مطمئنم که از دیدن این اجرا لذت خواهید برد. سبز و شاد و پیروز باشید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
همه مینالند.
از همه چیز مینالند. از همه شاکیند جز خودشان. منتظرند درست بشود. منتظرند یکی بیاید درست کندشان. می خواهند بدون زحمت به همه چیز برسند. پس کی باید به آینده فکر کند؟ پس کی باید آینده را ساخت؟ کی بیاید؟ هیچکس. باید از خودمان شروع کنیم. باید از همین الان شروع کرد. به من٬ به او٬ به این٬ به آن٬ گیر نده از خودت شروع کن. من شروع کردم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
زمانی که شکست میخورم ، میدانم در لحظه ای قرار گرفته ام که باید عبرت بگیرم. اینجا نقطه ای است که « من » جدیدی پدیدار میشود. ما همگی این « من » جدید را تجربه کرده ایم . برای مثال وقتی که کودکی بودیم و نمیتوانستیم راه برویم ، ایستادیم و افتادیم ، ایستادیم و افتادیم . سپس یک روز دیگر شکست نخوردیم . شروع به راه رفتن کردیم لحظه ای که توانستیم راه برویم دیگر نوزاد نبودیم به ما « بچه » میگفتند. رابرت کیوساکی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
و عيسي چون در بيت اللحم زاييده شد ناگاه مجوسي چند از ناحيه مشرق به اورشليم آمده گفتند: كجاست آن مولود؟ زانكه ما ستاره او را در طرف مشرق ديده ايم...(انجيل متي) ما را با مسيح پيامبر مهر پيوندي ديرينه و ديرپاست. در درازناي تاريخ از پس ديوار ستبر زمان مريم مقدس را مينگريم، چهره اي به پاكي شبنم و به بلنداي آسمان، تنها و غمگين كنار تنه درخت نخل خشكيدهاي ايستاده است. درد زايمان بر جانش ميپيچد؛ نگران و خسته ندايي آسماني مي شنود: غمگين مباش، زيرا پروردگار پايين پايت چشمه آبي گوارا جاري ساخته، به بالا ديده دوز و بنگر كه چگونه ساقه خشكيده، جان گرفته و جوان شده و بنگر كه ميوه هاي خرما درخت را پوشانده اند. درخت را تكاني ده تا خرماي تازه بر تو فرو ريزد، بهره از اين غذاي لذيذ برگير و از اين آب گوارا جرعهاي بنوش و ديده به ديده پر مهر نوزادت روشن دار. اگر انسانها را ديدي به اشارهاي بگو: من به فرمان بخششگر مهربان روزه سكوت نذر كرده ام. سخن نخواهم گفت، نوزادم مسيح سخن خواهد گفت و به پاكي من و خود گواهي خواهد داد... نياكان ما ايرانيان از حركت ستارگان دريافته بودند كه در شبي سرد، مسيح چون خورشيدي گرم، جهان و جان سرد مردمان را روشن ميسازد. نوري تاريكي را ميزدايد. دلها را شادان و پرمهر ميدارد، با تولد او ستمديدگان دلگرم ميشوند و با ستمگران مي ستيزند. آنان از راهي دور، از پارس به فلسطين سفر كردند، ميخواستند اين كودك را بنگرند، و آن شب آنچنانكه در انجيل آمده: "ناگاه ستارهاي كه در ناحيه مشرق ديده بودند در پيش رويشان ميرفت تا آنكه آمده بر جايي كه طفل بود ايستاده شد. پس چون ستاره را ديده بودند. در انتهاي غايت خرسند گشته و داخل در خانه شده، طفل را با مادر وي مريم يافتند... پس مخازن خود را گشوده از طلا و كندر و مربا پيشكش گذرانيدند." ما را با مسيح و مسيحيان مهري ديرينه است، پيوندي پاك و پايدار. سالهاي بسياري است كه زاده شدن مسيح به نمايش در ميآيد، ماكتي كه ايتالياييها آن را Presepe مينامند. در همه روستاها و شهرهاي مسيحي بازآفريني ميلاد مسيح به زيبايي و چيره دستي پديد آمده است. من سالها در ايتاليا زيسته ام بيش از ربع قرن و از اين شاهكارهاي شگفت كه به بركت ايمان و به شور عشق پديد آمده بسيار ديده ام. زندگي دو هزار سال پيش بيت اللحم و زادگاه مسيح آنچنان به زيبايي و هنرمندي شكل گرفته كه بيش از هر سروده و داستان و نغمه اي دل ميلرزد و ديده از شوق مي گريد. اما در اين بازآفرينيها، مرداني پارسي، دستاري زيبا و رنگين بر سر دارند و هديه هايي بر دست. كمتر كسي در مييابد كه اين مردان با هاله و هيبتي شرقي، پدران ما هستند كه به پيشباز مسيح اين راه دراز را پيموده اند. امروز روز نخست سال نوي ميلادي است. از خدا ميخواهيم كه به نور پاك مسيح جهان روشن شود و شب ستم پايان گيرد. فغان جغد جنگ خاموش گردد، كبوتر عشق و شادي و دوستي در جهان به پرواز در آيد. از او ميخواهيم كه به بركت او در اين سال، كودكي براي آب و نان نگريد و شب خسته و گرسنه نخسبد. بر سر مردمي بي پناه، آتش خشم و كينه شعله نكشد. مسيح پيام آور صلح، آزادي و شادي و اميد است. قرنها پيش پدران ما به شوق ديدار مسيح ره سپردند و اكنون ما ايرانيان، فرزندان آنان كه بسياريمان مسلمانيم، برادرانه در كنار مسيحيان هم ميهنمان قرنها به مهرباني زيسته ايم. در اين روز نو و سال نو از خداي مسيح ميخواهيم كه به مباركي درخت دلمان را پر بار كند، نويد عشق را در سرمان سر دهد. از خرماي شادي، جانمان را شيرين سازد و از چشمه گواراي دادگري و آزادي و صلح، جامي جهانيان را بنوشاند. ايمان بياوريم كه به گفته حافظ: فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد/ دگران هم بكنند آنچه "مسيحا" مي كرد منبع : سایت روزآنلاین |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
اِ !!!
چرا یادم رفت اینو اینجا بنویسم؟! خبر به این مهمی؟!! گروه کر نامیرا با روایت جدیدی از تلفیق کر و اپرا در تالار وحدت برنامه ای به نام «سرزمین رویا ها» را اجرا میکنند. در این اجرا ۹۰ خواننده ی کر ، از جمله ۲۵ کودک که فندقک من هم یکی از آنهاست ، هنرنمائی میکنند. رهبر و آهنگساز این کنسرت فرهاد هراتی است. زمان اجرا ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر ماه است ، یعنی بود چون امشب شب آخرش است. این یک اجرای کر با آهنگ های شاد کودکانه نیست بلکه یک اجرای کلاسیک است و داستان تلخی هم دارد . با وجودیکه استفاده از صدای کودکان در اجرای کر کار تازه ای نیست ولی به دلیل مشکلات خاص کار با کودکان کمتر آهنگساز و گرداننده ی کری در ایران دیده ام که به سراغ کودکان در اجرا هایش برود. اما فرهاد هراتی اینکار را کرد و موفق هم بود. او موفق شد در طی ۶، ۷ ماه گذشته روز های جمعه کودکان را برای تمرین دور هم جمع کند! وقتی صدای پاک کودکان در سالن طنین انداز میشود قلب هر بیننده و شنونده ای را به لرزه در میاورد. شخصاْ در دو شب گذشته و در اجرای قبلی که نیمه ی آبان در تالار رودکی اجرا میشد شاهد بوده ام که چطور اشک دور چشم خیلی ها حلقه میزند. با توجه به استقبالی که از این برنامه شده فکر کنم باز هم اجرا خواهند داشت. اینبار سعی میکنم به موقع بنویسم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
دو کلمه هست که زندگی تو را تا ابد تغییر خواهد داد! Two words which will change your life! THANK YOU When you are giving thanks, you FEEL GOOD! Rhonda Byrne The Secret... bringing joy to billions. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
اولین بار وقتی ۹ سالم بود این فیلمو دیدم. ۵ بار پشت سر هم! حتماً اسمشو زیاد شنیدین.
The Sound of Music آوای موسیقی که تو ایران اسمشو گذاشته بودن اشک ها و لبخند ها! با بازی زیبا و به یاد ماندنی جولی اندروز و کریستوفر پلامر ، پگی وود و بقیه. توی اون فیلم یک راز وجود داشت ، که در تمام این سالها ازش استفاده کردم و خدا رو شکر نتیجه گرفتم. « هر وقت که موضوعی ناراحتت میکنه ، به چیزای خوب فکر کن » « یک ظرف پر میوه ، یک باغ پر گل ، پرواز پروانه ، آواز بلبل » « دستکش خوشرنگ و کفش رنگی ، آنچه اندامم را سازد زیبا ... » « در خاطر میجویم دلخواه خود را ... » چشماتو ببند و با تمام وجود به آنچه در این دنیا از دیدن یا شنیدنش لذت میبری فکر کن. بعد دستاتو رو به آسمان بلند کن و بگو : خدا را شکر که سالمم و از نعمات الهی برخوردار ، خدا را شکر که میتونم به خوبی ها فکر کنم و به خوبی ها عمل کنم . خدایا دنیا رو پر از خوبی کن و به آنهایی دوستشان داریم خوبی عطاکن. و بعد با خودت عهد کن که حداقل روزی یک کار خوب انجام بدی ، ساده و کوچک . حالا چشماتو باز کن. حالت بهتر شد؟ حتماً بهتر میشه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت توسط جناب فندق
|
|
||
|
|
|
|
|
از تمام دوستانی که برام ایمیل فرستادن و نظراتشون را به صورت خصوصی ارسال کردند تشکر میکنم ، راستشو بگم فکر نمیکردم بعد از حدود دو سال که چیزی ننوشته بودم انقدر دوستای خوب اینجا داشته باشم.
ولی دوتا مطلب هست. یکی اینکه هر کذام از اون بچه ها میتونن به تنهایی کار هایی رو انجام بدهند. که خیلی خوبه ولی چیزی که ما دنبالشیم یا حداقل هدف من از مطرح کردنش در اینجا بوده اینه که اگر میخواهیم بتونیم معجزه کنیم کار باید به صورت گروهی انجام بشه. مطلب دوم اینکه فرصت های کسب و کار در دنیای امروزی اون چیز هایی نیستند جلوی چشم ما هستند. ضمنا حرف من در مورد جایزه قطعی است هر کی پیشنهاد خوبی بده جایزه رو میبره نوش جونش. نظر خواهی برای پست قبلی همچنان باز است. موفق باشید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت توسط جناب فندق
|
||